اطلاعیه شماره ۱۱۰: نامه نیما ابراهیم زاده بعد از بازگشت پدرش به زندان

بهنام ابراهیم زاده از چهره های شناخته شده کارگری و فعال دفاع از حقوق کودک، روز گذشته ۱۹ خرداد به زندان بازگردانده شد. این درحالیست که فرزند او نیما ابراهیم زاده بخاطر بیماری سرطان بستری است و خود بهنام حتی فرصت معالجه بیماریهایی که به علت شکنجه در زندان مبتلا شده است، را پیدا نکرد.   بدنبال بازگرداندن بهنام به زندان، نیما فرزندش نوشته خطاب به همگان دارد که در زیر ضمیمه است. همچنین نامه بهنام ابراهیم زاده در دقایق قبل از بازداشتش نوشته ای منتشر کرده است که در آن خواستار حمایت از خودش و خانواده اش و مبارزه ای گسترده برای آزادی همه کارگران زندانی و زندانیان سیاسی شده است. با کارزاری جهانی وسیعا به فراخوان و خواست بهنام ابراهیم زاده پاسخ دهیم. ۲۰ ژوئن روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی و کارگران زندان فرصتی مهم برای چنین کارزاری است. در این روز به هر شکل که میتوانیم حمایت خود را از کارگران زندانی و زندانیان سیاسی اعلام کنیم. بوِیژه با برپایی اکسیون های خود در کشورهای مختلف این روز را به روز اعتراض بزرگ خود در حمایت از کارگران زندانی و زندانیان سیاسی تبدیل کنیم.

نامه بهنام ابراهیم زاده را نیز در ضمیمه میتوانید بخوانید. بهنام ابراهیم زاده باید فورا آزاد شود. بهنام باید کنار فرزندش باشد.

۲۰ خرداد ۹۲، ۱۰ ژوئن ۲۰۱۳ 

شهلا دانشفرShahla_daneshfar@yahoo.com

بهرام سروش،  Bahram.Soroush@gmail.com

http://free-them-now.blogspot.com 

ضمیمه ا: نامه نیما ابراهیم زاده

برگشت پدر و خواست من و کودکان زندانیان سیاسی 

دیروز بود که پدرم را برای برگشتن به زندان بدرقه کردم.مثل این که اقای دادستان حرف کسی را گوش نمیدهد و تاکید پزشک قانونی وپزشکان بیمارستان  محک را مبنی بربودن پدر در کنار من را نادیده گرفته است حال دیگر چکار کنم دلم بر این خوش بود که پدرم در کنارم هست و مرا در شکست دادن بیماریم کمک خواهد کرد اما جناب دادستان بازهم دست بکار شد و پدرم رابه زندان احضار کرد. من نمیدانم که جدا کردن پدری از فرزندش که مبتلا به سرطان است چه نفعی برای آنها دارد!

هنوزبا بیماریم سازگار نشده ام که عده ای پدرم را از من جدا کرده اند حال علاوه بر مبارزه با بیماری باید چشم انتطار ازادی پدر هم باشم شما که در بهترین دوران زندگی ام که ده یازده ساله بودم حق داشتن پدری در خانه را از من گرفته بودید و شماکه کودکی من را مثل هزاران کودک دیگر از من گرفته اید حداقل حال که به این بیماری مبتلاهستم پدرم را به من باز گردانید.

حال که بیشتر فکر میکنم این سوال در ذهنم پدید امد که  ان هزاران کودک دیگر چکار میکنند جناب دادستان ایا شما هم مثل ما فرزندان زندانیان سیاسی درد چشم انتظار پدر بودن را کشیده اید ایا شما هم صبح و شب در این فکر بوده اید که الان پدرتان در چه  وضع وحالی است ایا زنده است وایا به خانه باز خواهد گشت ! حتما نه!

چون اگر یک روز این درد را میکشیدید دلتان نرم میشد و به سختی سنگ نبود من از زبان ان هزاران کودک میگویم که پدرانمان را به ما باز گردانید وکودکی که ازما گرفته اید به ما باز گردانید ان خاطراتی را که قرار بود به شیرین ترین لحظه های زندگی ما تبدیل شود به تاریک ترین روز هایمان بدل کردید.به ما باز گردانید.

نیماابراهیم زاده فرزند زندانی سیاسی در بند بهنام ابراهیم زاده

ضمیمه ۲:

نوشته ای از بهنام ابراهیم زاده در قبل از بازگرداندنش به زندان 

اجازه میخواهم در دقایق اخر مرخصیم با شما انسانهای آزادیخواه و شریف سخن بگویم و این لحظات سخت رابا شما همسرنوشتهایم شریک شوم. تصاویرانبوهی در مقابل چشمم است نمیتوانم از نیمای عزیزم چشم بردارم. عمق نیازش در این لحظات به بودن من در کنارش را میشود از هرحرکت وهرکلمه اش خواند، درداور است برای هر پدری.همسرم تاب نگاه کردن درچشمان نیما و مشاهده این لحظات را ندارد. چه روز سخت چه لحظات سنگینی است چه دشوارو تلخ روبه پایان است. این خانه از پایه ویران است باید از نو ساخت. سوالی که بلافاصله به ذهن میرسد این است، چه جرم سنگینی یک فعال کارگری و حقوق کودک مرتکب شده است که سزایش سپری کردن عمر و زندگیش پشت میله های زندان است؟ دقایق بسرعت میگذرند و من نمیتوانم منسجم صحبتم را با شما در میان بگذارم . فریاد میزنم من جرمی مرتکب نشده ام که این چنین باید خودم و خانواده ام تحت بدترین شرایط جسمی روحی و راونی قرار بگیریم. دیروز در سالن شیرودی جوانان فریاد برآوردند زندانی سیاسی آزاد باید گردد. سخنم خطاب به جوانان به کارگران و به زنان و مردم ایران این است این شعار باید محورهر تجمع وگردهمایی باشد. میدانید همبندان من در زندان چه کسانی هستند؟ کسانی که خواستشان آزادی و برابری و رفاه مردم بوده است. کسانی که بهترین سالهای زندگیشان را در سلولهای افرادی در بندهای زندانهای اوین، رجائی شهر، گوهردشت و دیزل آباد سپری میشود ،حرفشان چیست و چه میگویند؟ آنها صدای انسانیت و یک زندگی انسانی هستند. کارگران و فعالینی که گفتند ما کارگران حق داریم تشکل مستقل خود را داشته باشیم. ما در مقابل عرق ریخته برای گذران زندگیمان باید حقوقهایمان پرداخت شود. جوانان و دانشجویانی که در زندان بسرمیبرند آنهایی هستند که خواهان شرایط آزاد برای جوانان و دانشجویان بودند و اعلام کردند دانشگاه پادگان نیست. زنانی در زندان هستند که در تجمعات مختلف سینه سپر کردند و خواهان حقوق برابر برای شهروندان این جامعه شدند وعلیه بی حقوقی همسران، خواهران، دختران و مادران ما لب به اعتراض گشودند.زندان جای هیچکدام از انها و پاسخ خواسته های برحق انان نیست. در این لحظات فقط میتوانم بگویم وجدانهای بیدار انسانهای مبارزوهمسرنوشتانم شعار؛زندانی سیاسی آزاد باید گردد؛ را باید وسیعا اجتماعی کرد و خواهان آزادی بی قید شرط و فوری تمامی زندانیان سیاسی شد. بهترین انسانها، شریفترین انسانها و عزیزترین فرزندان این جامعه در زندانها اسیرهستد.

دوستان و همسرنوشتهایم؛

در این لحظات بسیار دشوار لازم میدانم از تمامی شما عزیزانم از شما فعالین کارگری، زنان و جوانان فعالین جنبش کودکان و از تشکلهای کارگری در سراسر دنیا که من و خانواده ام را حمایت کردند صمیمانه تشکر و قدردانی کنم. وهمچنان خواهان ادامه و گسترش این حمایتها باشم. هر انسان آزادیخواه میتواند صدای ما زندانیان در بند باشد. جای کارگر زندان وبندواسارت نیست.

بهنام ابراهیم زاده فعال حقوق کارگر و حقوق کودکان

نوزدهم خرداد ۱۳۹۲